فرهنگ لغت آمریكا میراث آمریكایی زبان انگلیسی ، چاپ پنجم. کپی رایت © 2016 توسط شرکت انتشارات Houghton Mifflin Harcourt. منتشر شده توسط شرکت انتشارات Houghton Mifflin Harcourt. کلیه حقوق محفوظ است.
شمعدان
(ˈkændəlˌstɪk) یا
جا شمعی
حرف (مبلمان) دارنده ، معمولاً زینتی ، با سنبله یا سوکت برای شمع
فرهنگ لغت انگلیسی کالینز - کامل و غیرقابل توصیف ، نسخه دوازدهم 2014 © Publishers 1991 ، 1994 ، 1998 ، 2000 ، 2003 ، 2006 ، 2007 ، 2009 ، 2011 ، 2014
CAN • DLE • چوب
دستگاهی که دارای سوکت یا سنبله برای نگه داشتن شمع است. [قبل از 1000]
فرهنگ لغت کالج Random House Keerman Webster ، © 2010 K Dictionaries Ltd. Copyright 2005 ، 1997 ، 1991 توسط Random House ، Inc. کلیه حقوق محفوظ است.
thesaurus متقارن کلمات مربوط به مترادف افسانه: تغییر به اصطلاحنامه جدید Candelabra ، Candelabrum - شمعدان شاخه ای ؛زینتیچندین چراغ دارد Girandola ، Girandole - یک نگهدارنده شمع زینتی ؛اغلب با آینه دارنده - دستگاه نگهدارنده ؛"یک نگهدارنده حوله" ؛"یک دارنده سیگار" ؛"دارنده چتر" Pricket - یک سنبله فلزی تیز برای نگه داشتن شمع بر اساس WordNet 3. 0 ، مجموعه کلیپرت Farlex.© 2003-2012 دانشگاه پرینستون ، شرکت Farlex ترجمه سویسن اوج kynttilänjalka سویجک گیترتیتارتو کرتاستاکی ろうそく 촛대 سویسن لجوج เชิงเทียน giá ỡ nến
شمعدان
[ˈkændlstɪk] n (مجرد) → Candelero M ؛(کم ، با دسته) → Palmatoria f ؛(بزرگ ، زینتی) → Candelabro M ؛(در کلیسا) → cirial m
فرهنگ لغت اسپانیایی کالینز - چاپ کامل و غیرقابل توصیف هشتم 2005 © ویلیام کالینز پسران و شرکت با مسئولیت محدود 1971 ، 1988 © Publishers HarperCollins 1992 ، 1993 ، 1996 ، 1997 ، 2000 ، 2003 ، 2005
شمعدان
[ˈkænd ə lstɪk] n (= دارنده شمع) → Bougeoir m (بزرگتر ، زینتی) → لوستر م کالینز منبع الکترونیکی انگلیسی/فرانسوی.© Publishers HarperCollins 2005
شمعدان
[ˈkændlˌstɪk] شمع دار [ˈkændlˌhəʊldəʳ] n → bugia ، portacandele m inv ؛(بزرگ ، زینتی) → Candeliere m
فرهنگ لغت ایتالیایی کالینز چاپ اول © Publishers HarperCollins 1995
شمع
(ˈkӕndl) اسم
یک قطعه موم ساخته شده با یک فتیله در مرکز ، برای نور دادن. ما باید در هنگام چراغ برق از شمع استفاده کنیم. kers ش fablemْ). ка موم بت ، ، ق قndhle ، شma cây nến 蜡烛
ˈcandle-light اسم
نور از شمع. ما با نور شمع شام می خوریم. Kerslig ضوء، شَمْعَه светина на сещ Luz de Velas světlo Svíky Das algus نور شمع Kynttilänvalo Lumière Dechandelle אוֹר נ ֵרוֹת मोमऄ्ती नो॰॰नो॰नोनोनोनोनोनोनोनर॰॰नळोनो॰नोनर॰न when HYA LIIN KERTALJós Lue Dila Candela ろそそ fully state Gaisma Cahaya Lilin Kaarslicht Levende Lys światło świec(Y) شمع رٟا Luz de Velas Lumina Lumina Lumaânării Ёвет веч sVian svietto svietto svietto Sken Från Stearinljus แงเุีน MUM ışı 燭光 світло свічки ق بذ , نی ánh nến 烛光
ˈcandlestick اسم
دارنده شمع. Blaker شََمْعَدان свещик Castiçal Svícen der Kerzenleucher Lysetage κηρήγιο canllaryia kylle jonknllian פפט दऀपपपार svijećnjak gertyató Tempat Lilin Kertastjaki Candeliereere ろう encept شمعدانني Castiçal Sfeşnic подсвеч svietnik svečnik svećnjak ljusstake موم بتی ography ography ologist اٹھانے والا اسٹینڈ giá đỡ nến 烛台
معاملات FX...
ما را در سایت معاملات FX دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : شهلا ریاحی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : پنجشنبه
16 شهريور
1402 ساعت: 13:16